از کدام فروشگاه خرید می کنید؟

از کدام فروشگاه خرید می کنید؟

از کدام فروشگاه خرید می کنید؟

از کدام فروشگاه خرید می کنید؟

از کدام فروشگاه خرید می کنید؟

چیزی درمورد “مسئولیت اجتماعی شرکت ها” شنیده اید؟شاید شنیده باشید شاید هم هرگز به این ترکیب دورازذهن برنخورده اید.شما را نمی دانم اما من مدتی است که به مطالعه دراین زمینه علاقه مند شده ام. شرکت‌ها، که در اصل با هدف انتفاع و سوددهی تشکیل می‌شوند، در روند بلوغ سازمانی خود به این نتیجه می‌رسند که صِرف پرداختن به نتایج اقتصادی، برای فعالیت کافی نیست و باید به مسائل دیگری هم توجه شود تا ضامن بقای اعتبارآنها باشد. مسائلی که اگرچه ممکن است ارتباط کاری با آنها نداشته باشد اما شرکت ها خود را علاقه مند به انجام آن می دانند. به طور مثال خیلی خوب است اگر شرکت سایپا با آن همه محصول بی کیفیتی که تولید می کند،به انجمن نابینایان کمک کند یا بخش کوچکی از سودش را به بیماران سرطانی اختصاص دهد.یا چه اشکالی دارد اگر شرکت مخابرات که متهم به شنود است وکیفیت خدماتش هم نازل،نرم افزاری برای استفاده نابینایان از تلفن همراه ارایه کند تا انها بتوانند به راحتی بفهمند که درکجا قرار دارند ودرچه منطقه ای درحال تردد هستند. اگر چنین اقداماتی صورت گیرد،آن وقت می گویند،این شرکت به مسئولیت اجتماعی اش عمل کرده است.

البته شخصا اعتقاد دارم این روند نباید اجباری باشد ورسانه ها هرگز نباید شرکتی را تحت فشار بگذارند که به وظایف اجتماعی اش عمل کند.نباید فراموش کنیم که انجام عمل خیر اختیاری است وبه یاد داشته باشیم که هرگز نباید کسی را مجبور کنیم که عمل خیر انجام دهد.با این حال دردنیای تولید وتجارت افراد زیادی هستند که بی سروصدا،درانجمن های خیریه فعالیت می کنند.به دیدار خانواده های زندانیان می روند.برای ورشکسته های بازار آیین “گل ریزان”برپا می کنند.به انجمن بیماران وافراد ناتوان یاری می رسانند وکارهایی ازاین دست.افرادی که صفرهای بی شماری در حساب بانکی آنها وجود دارد اما شمار محبت های آنها نیز بی شماراست.اجازه بدهید امروز یکی از این افراد را به شما معرفی کنم وکمی از سابقه وکسب وکارش بگویم.

راستش را بخواهید او را مدت زیادی نیست که می شناسم با این حال اورا مدیری توانمند یافته ام.مردی که می خواهم وصفش را بنویسم،بهترین خودرو را سوار می شود.لباس مارک دار می پوشد.کراوات می زند وبسیار خوش برخورداست.مثل سریال های ایرانی،بدجنس نیست وپولش را از راه قاچاق به دست نیاورده.دندان طلا ندارد واهل فسق وفجورهم نیست.او یک کارآفرین است که دلش برای کشورش می تپد.سرسفره اش اعضای 500خانواده نشسته اند.شاید 2هزار نفر.شاید 5هزار نفر شاید هم بیشتر،دارند از کیک بزرگی که به اتفاق پخته اند،می خورند ولذت می برند.این آقا که شاید پنج دهه ازعمرش گذشته، تحصیل کرده است وبه صورت مداوم با دنیای خارج ارتباط دارد به همین دلیل محصولات شرکت اش با جدید ترین روش های دنیا تولید می شود.این آقا، احمد پورفلاح است و شرکتش”سکو ایران” نام دارد که کارش تولید سازه های سبک ساختمانی ودر وپنجره ونماهای شیشه ای ومهم ترازهمه کتاب خانه های شیک ومدرن است. درشرکت آقای پورفلاح 55 محصول مختلف تولید می شود که شاید شما با انواع درهای پارکینگ وسقف های کاذب شیک تولید این کارخانه یا پارتیشن های قشنگ آن آشنایی داشته باشید.حتما نام این شرکت را درساختمان های بزرگ ومعروف دیده اید یا حتما شنیده اید که این شرکت بزرگ وسابقه دار،چه کتابخانه های شیکی تولید می کند.

راستش را بخواهید با این نوشته نمی خواهم محصولات “شرکت سکو ایران” را تبلیغ کنم بلکه علاقه دارم درمورد مردی بنویسم که تعهدات زیادی در زمینه مسائل انسانی برای خودش ایجاد کرده وعلاوه بر موفقیتی که درکسب وکار دارد،درزمینه مسائل خیریه هم سرآمد است.با این وجود چه اشکالی دارد اگر محصولات شرکتی را بخریم که می دانیم بخشی از سودش را صرف امورخیریه می کند.

اجازه بدهید کمی درمورد فعالیت های خیریه آقای پورفلاح بنویسم.حتما نام موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان (محک‌) را شنیده اید.18 سال پیش فرزند دوساله خانم سعیده قدس به بیماری سرطان مبتلاشد.خانم قدس نذرونیت کرد که اگر فرزند دلبندش از این بیماری نجات یابد،موسسه ای برای کودکان مبتلا به سرطان تاسیس کرده وتمام تلاش خود را معطوف به نجات این دست از کودکان کند.مدتی گذشت وفرزند خانم قدس از این بیماری نجات یافت واو مصمم شد تا موسسه خیریه اش را ایجاد کند.نیت انسانی خانم قدس به طور قطع نیاز به پشتوانه مالی داشت به این ترتیب احمد پورفلاح وچند کارآفرین دیگر،آستین ها را بالا زدند وموسسه محک را پشتیبانی وایجاد کردند. موسسه محک،اکنون به خانه امید مبتلایان به سرطان تبدیل شده وکارهای فرهنگی این موسسه باعث شده است تا ریشه این بیماری وحشتناک ومهلک،به شکل بی سابقه ای خشکانده شود.دردنیایی که عده ای با زور وحیله گری به دنبال قدرت وپول هستند،خوش به سعادت آقای پورفلاح ودوستانش که همتشان بلند است وانسانیتشان خالص که این گونه توفیق خدمت به انسان های ناتوان را پیدا کرده اند.
من درطول دوران سرمایه گذاری ام،آدم های زیادی رادیده ام.آدمی دیده ام که نفقه خواهر بیوه اش را بالا کشیده.ادمی دیده ام که به دسترنج کارگرش رحم نکرده.مدیری دیده ام که بنای زندگی اش را با دروغ وحیله گری وبه اصطلاح مال مردم خوری ایجاد کرده.آدم های بد زیادی دیده ام اما نه آن گونه که نویسندگان وکارگردانان تلویزیون در سریال هایی که با پول مردم ساخته می شود،همه سرمایه گذاران را دروغ گو وزالو صفت وگرگ چهره معرفی می کند.نه آن گونه که درتلویزیون، همه کارآفرینان،دزد ودغلند که به هیچ کس رحم نمی کنند وهمه را به خاک سیاه می نشانند.با فرهنگ غلطی که تلویزیون ایجاد کرده،هرکس سوار سانتافه ولکسوس وپرادو شود،باید آدم خلافکاری باشد که حتما پدرش را کشته وحق برادروخواهرش را خورده تا پولدارشود.کلی درخت سربریده وکلی ساختمان قدیمی تخریب کرده تا آپارتمان سازی کند.اما باورکنید خیلی ها را که من ازنزدیک می شناسم،هرگز چنین شخصیت نداشته وندارند.باور کنید مثل آقای پورفلاح کم نداریم. پورفلاح مدیری است که از 35 سال پیش کارتولید وصنعت، پیشه کرده ودراین مدت به شرافتمندانه ترین شکل ممکن،کارآفرینی کرده وسود آفریده است. گفتم قصد تبلیغ ندارم اما حالا که این نوشته به آخر رسیده،می خواهم از شما سؤالی بپرسم.اگردوفروشگاه شیک وتمیز درمقابل خود ببینید که هردو محصولاتی شبیه هم دارند اما یکی مدیری دارد خوش برخورد،با اصل ونسب،متعهد به مسائل اجتماعی وخیر ونیکو کار،ودیگری مدیری دارد که سرش توی کارخودش است وبه هیچ چیزکاری ندارد،کدام را انتخاب می کنید؟ ازکدام فروشگاه جنس می خرید؟

شاید نیازی به خرید کتابخانه وسقف کاذب ندارید یا نمی خواهید درساختمان خود از کرکره وسایه بان اتوماتیک استفاده کنید.شما حق دارید وکسی شما را وادار به این کار نکرده اما اگر فکر می کنید با یک تشکر کوتاه می توانید به یک کارآفرین متعهد که بخش عمده ای از درآمدش را صرف امور خیریه می کند،ادای دین کنید،همین الان تلفن را بردارید وازآقای پورفلاح تشکرکنید.شماره شرکت سکو ایران وموسسه محک را می توانید از 118 بگیرید

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *