تاثیرات بازی و اسباب بازی در کودکان

تأثير بازى در کودکان

تأثير بازى در کودکان

سمینار کودک و بازی دکتر مجد

تاثیرات بازی در کودکان

تأثير بازى در کودکان

شروع بازی را می توان به گذشته های دور ، حتی از بدو پیدایش انسان نسبت داد . در حقیقت بازی جزئی از زندگی انسان ازبدو تولد تا زمان مرگ است انسان از نظر فیزیولوژیکی نیاز به جنبش و حرکت دارد و بازی جزء مهم این جنبش و حرکت است . انسان برای رشد ذهنی و اجتماعی خود نیاز به تفکر دارد و بازی خمیر مایه تفکر است در ابتدا بازیچه بشر ، مواد و اشیا خام و طبیعی به دست آمده از طبیعت بود. قطعه ای سنگ ، به دست گرفتن آن ، حرکت دادن آن و سرانجام غلتاندن یا پرتاب آن نوعی بازی محسوب می گردید .

ابداع زبان در جهت انتقال اندیشه ها و تشکیل جوامع بزرگ بشری به علت آسان تر شدن راه تبادل اطلاعات بدعت جدیدی در بازی به وجود آورد و سرانجام کشف کتابت، دست ما رادر کنکاش برای آشنایی با بازی ها گشاده تر کرد . از بازی تعریف های زیادی شده است . بازی و ورزش دو کلمه قابل تبدیل به یکدیگر است و تفاوت چندانی باهم ندارند .اسپنسر و طرفداران نظریه انرژی مازادی عقیده دارند ، بدن مقداری انرژی دارد که آن را به صورت فعالیت های هدف دار یعنی کار و یا فعالیت های بدون هدف یعنی بازی مصرف می کند . فرهنگ عمید ، بازی را به عنوان اسم چنین تعریف کرده است : سرگرمی به چیزی ، ورزش ، تفریح ،چیزی در دست گرفتن و خود را بیهوده با آن سرگرم کردن و فریفتن .
فرانک می گوید بازی راهی است که بچه ها به وسیله آن امور را می آموزند بازی دریچه ای است برای کشف واقعیت های خارج ازطرف کودک .
ادبیات کلاسیک ایران نیز گویای چگونگی و تربیت فرزندان و پر کردن اوقات فراغت آنهاست ایدئولوژی و اعتقادات رایج در جامعه یکی ازعوامل شکل دهنده بازی در کودکان است . فلسفه ی بازی های کودکان ، آمادگی جسمی و روحی آنها برای مواجهه با مشکلات است و به همین جهت هرچه گسترده تر و پیچیده تر و اجتماعی تر باشد ، به آنها نیرو و آمادگی بیشتر می دهد و آنها را از وجود روانی هرچه مصونیت یافته تر برخوردار می سازد .
دربازی ، تن و روان کودک واکسینه می شود . بازی ها صحنه ورود فرضی دشمنان و تحقق مشکلات و مصائب است . طفل در حقیقت در بازی مانور می دهد و با مانور روبه رو می شود .
او طراحی می کند ، اشکالات را به صحنه می آورد ، مصائب را خلق می کند ، نیروها را ارزیابی می کند ، اشتباهات و نقش آنها را می شناسد ، نقش زیرکی ها و هوشیاری ها و موقع شناسی را درک می کند و استعداد ها را می شناسد و از جمیع جهات ، خود و همسالان را برای ورود به صحنه های حقیقی مشکلات ،مصائب، تلخی ها، جنگ ها و رقابت ها آماده می سازد .
تیر اندازی و سوارکاری و شنا برای بچه ها بهترین بازی است . امام جعفر صادق (ع)- برخی نیز این را به حضرت محمد(ص) نسبت می دهند-در روایتی می فرماید : فرزندت را رها کن تا مدت هفت سال بازی کند . یعنی کودکان تا هفت سال اول زندگی آزادی کامل برای بازی دارند و از سایر قیود اجتماعی راحت و آزاد هستند . رها کردن فرزند نه به معنای سلب مسئولیت از اوست ، بلکه اشاره به استفاده از بازی در تربیت طفل دارد . یعنی تعلیم و تربیت او را بر منوالی مقرر کن تا از طریق بازی بسیاری از آنچه را که باید، یاد بگیرد .
به طور کلی اسلام کودک را در هفت سال اول »سرور» در هفت سال دوم «بنده» و در هفت سال سوم «وزیر» می شناسد یعنی در هفت سال اول آزاد از برنامه های مخصوص تعلیم و تربیت است و در هفت سال دوم بنده و مطیع برنامه های مخصوص تعلیم و تربیت است و در هفت سال سوم برای والدین و مربیان خود وزیر و همکار و مشاور است .
معمولاً با شروع شش- هفت سالگی کودک وارد مرحله ی جدیدی از زندگی خود می شود کودک در این ایام همزمان با بازی های دسته جمعی و فعالیت های گروهی به یادگیری مطالب جدی مشغول می شود و سعی می کند تا کنجکاوی خود را در مورد پدیده های طبیعی ارضا کند . تمایل او به بازی های گروهی بیشتر می شود و سعی در برقراری ارتباط با دیگران می کند ولی دوستی های به وجود آمده ثبات چندانی ندارند . از این رو که حافظه ی کودک در این سن به سرعت رشد می کند لذا بازی های او منظم تر شده و از لحاظ زمانی طولانی تر می شود .
شکل بازی پسران و دختران بر اساس تفاوت های جسمی و عاطفی آنها از هم دیگر متفاوت است . در این سنین شخصیت کودک تا حدودی شکل گرفته است . پسرها به کارها و فعالیت های بدنی رغبت بیشتری نشان می دهند گروه های متحرک و پویا را که در آن فعالیت ها و رقابت های ورزشی و بدنی وجود داشته باشد انتخاب می کنند دختران به گروههایی ملحق می شوند که فعالیتهای ساکتی را مد نظر دارد . گروه بازی دختران معمولاً کم تحرک تر از پسران است و آنها با استفاده از برتری رشد زبانی و کلامی در مقایسه با پسران بیشتر به بازی هایی مشغول می شوند که نیاز به صحبت و فعالیت های کلامی دارد . پسران در اوایل سن ۷ سالگی سعی دارند با مواد در دسترس خود پدیده هایی تازه ابداع کنند . آنها نسبت به بازی با انواع وسایل بازی مکانیکی از قبیل ماشین ، ترن و هواپیما رغبت نشان داده و ضمن دقت در بازی با آنها سعی می کنند تا با کنجکاوی از کار آنها سر در بیاورند . آنها نسبت به قبول مسئولیت و ماجراجویی تمایل نشان داده و سعی می کنند تا در بازی ها نقش مردان ماجرا جو و قوی را به عهده بگیرند دخترها درست مانند مادران خود نقش مادر کوچکی را به عهده می گیرند و در بازی ها سعی در انجام مشاغلی همچون آموزگاری ، پرستاری ، آشپزی و بچه داری می کنند . بازی ها معمولاً تا سنین هفت سالگی به صورت خود مختار و بی قرارداد است . اما از اواخر این دوران بازی آن ها نظم و قاعده مخصوصی پیدا می کند . نوع بازی ها در این سنین نشانی بارز از بافت شخصیتی خاص دختران و پسران است . پسران به بازی های پر هیجان و پر تحرک تمایل دارند و این خواست خود را با آشوب و جنجال توام می کنند . دختران به بازی های رویایی و خیال پردازی می پردازند پسران خود را رهبر می دانند و در حقیقت برون گرا هستند ، درحالی که دختران درون گرا بوده و بیشتر تابع احساس هستند آنها دوست دارند در کلاسهای درس بیشتر شنونده باشند تا گوینده ، لذا از اظهار نظر خودداری کرده وسعی می کنند افکار واندیشه های دیگران را بدون هیچگونه اظهار نظری بپذیرند .
با ورود به مدرسه، کودکان فرصت کمتری برای بازی پیدا می کنند و از طرف دیگر در محیط خانه هم مانند دوره ی قبل، از آزادی برخوردار نیستند والدین و سایر اعضای خانواده در ارتباط با امور خانه از کودکان انتظارات و توقعات بیشتری دارند . بنابراین در این دوره کودکان ، هم در محیط خانه و هم در محیط مدرسه با محدودیت زمانی از حیث بازی روبرو می باشند و فرصت کمتری برای بازی دارند در حالی که به آن سخت نیازمند می باشند .
بازی در این دوره از حیث موضوع بسیار متنوع می شود و به صورت کاملاً منظمی برگزار می شود و در رابطه با بازی ها تفاوت های فردی بیشتری نسبت به دوره ی قبل، از کودکان دیده می شود . هم پسران و هم دختران تلاش می کنند به بازی های متناسب با جنس خودمشغول شوند و از فعالیت های مربوط به جنس مخالف پرهیز کنند . کودکان باهوش هرچه که بزرگتر می شوند در بازی هایشان بیشتر تنها می شوند و کمتر از همسالان خود به بازی های بدنی پر جنب و جوش می پردازند .
کودکانی که معاشرتی و اجتماعی می باشند و با گروه همسالان خود رابطه ی دوستانه دارند بیشتر به بازی های اجتماعی می پردازند در حالی که کودکانی که غیر معاشرتی هستند و از روابط دوستانه ی محدودی برخوردارند بیشتر به بازی های انفرادی می پردازند و بیشتر وقت خود را با اشیاء می گذرانند و یا خودشان را با تماشای تلویزیون و گوش دادن رادیو و یا مطالعه سرگرم می کنند .

بازى و شخصيت (Personality)

شخصيت که به‌عنوان اساسى‌ترين موضوع علم روانشناسى و محور بحث در زمينه‌هاى انگيزش، ادارک، تفکر، عواطف، احساسات، يادگيرى و هوش و … شناخته شده است نمى‌تواند از بازى و تأثيرات آن در رشد و تکامل خود بى‌نياز باشد. بر اساس ارزيابى گاردنر مورفى (Gardner Murphy) بيشترين تأثير مطالعات فرويد در زمينهٔ روانشناسى شخصيت بوده است، لذا با توجه به‌نظر فرويد مبنى بر اينکه شخصيت عمدتاً در دوران کودکى شکل مى‌گيرد مى‌توان به نقش بازى و ساير فعاليت‌هاى خلاقه چون نقاشي، قصه‌گوئى و … در رشد شخصيت انسان پى برد. اين نکته که بازى در رشد شخصيت انسان تأثير دارد شايد از بديهى‌ترين موضوع و در عين‌حال پيچيده‌ترين آن باشد با اين حال از زمان فرويد که به نقش دوران کودکى در رشد شخصيت توجه بيشترى داده شده، بازى نيز به‌عنوان وسيلهٔ ارتباطى بين کودک و محيط، طرفدارانى پيدا نمود.

بازى و رشد اجتماعى

اکثر دانشمندان به‌ويژه نظريه‌پردازان روانشناسى شخصيت انسان را به‌عنوان موجودى ”زيست – روان اجتماعي“ تعريف مى‌کنند.
آلفرد آدلر اعتقاد دارد که تمام رفتار انسان در يک زمينهٔ اجتماعى رخ مى‌دهد. انسان مجبور است که با ديگران به روابط متقابل بپردازد. بيان درونى ارزش‌هاى اجتماعى و والدين فرد قسمتى از شخصيت است که در نظريهٔ فرويد ديده مى‌شود. مسئوليت پذيري، اشتغال موفقيت‌آميز، تحصيل، ازدواج و … شيوه‌هاى مؤثر برخورد اجتماعى بزرگسالان مى‌باشد. اما براى کودکان که براى مسئوليت‌پذيري، کار و … آمادگى ندارند بازى مى‌تواند وسيلهٔ مؤثرى در اين زمينه باشد چرا که بازى روش مناسبى براى برقرارى رابطهٔ حسنه بين کودک و اطرافيان مى‌باشد و مى‌تواند به‌عنوان يک عامل رشد و وسيلهٔ تشخيصى مورد استفاده قرار گيرد.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *