ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند

کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند pdf

معرفی کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند

« کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند »  یک کتاب خود یاری نیست، اما به خانم ها کمک می کند بتوانند خود را یاری دهند. کمی آشفته گویی بنظر می‌رسد؟ اما لطفا به خواندن ادامه دهید.

گاهی ما تحت تأثیر انگیزه های غير واقع بینانه و نیازهای اولیه مربوط به معاش، به بهشت ناموجودی که در دوران کودکی برای خود ساخته بودیم برمیگردیم. و از طرف دیگر کارهای عملی گزینه ها و جهت ما را چنان تغییر میدهد که به سختی در پی بررسی آن بر می آییم، چه رسد به آنکه بتوانیم آن را تغییر دهیم. این بخشي ذاتی از وضعیت بشری است. اما باید بپذیرم که گاهی زنها دانسته از کارهای احمقانه ای – مانند غر زدن و شکایت کردن، گریه و زاری، خشم، افسردگی، اضطراب، غذا و مواد شیمیایی – برای پیشبرد نظریات خود بهره می گیرند. آنها از بار مسئولیت فرار می کنند. و کارهای احمقانه انجام میدهند.

یک نمونه: یکی از کسانی که با من تماس می گرفت در کاهش وزن با دشواری روبرو بود، به من گفت که به همه کتابهای خودیاری مراجعه کرده است تا موردی مانند مورد خویش بیابد. به این دلیل به برنامه من تلفن کرده بود که هنوز نتوانسته بود مورد خویش را بیابد. خیلی خوبه! تا زمانی که او نتواند خود را در کتابی بیابد (و شرط میبندم هرگز نخواهد یافت) بهانه ای برای «کاری نکردن» دارد و این «کاری نکردن» شامل روبرو نشدن با این واقعیت است که او شخص تنبلی است. شاید هدف او در زندگی این باشد که مانند یک مدل بنظر برسد، که این تمایل بخودی خود احمقانه و غیر واقع بینانه است، اما بطور کلی میل ندارد برای رسیدن به این هدف زحمتی بکشد.

باید پذیرفت که طبقه بندی خاصی برای ویژگی هایی مانند تنبلی، عدم بلوغ، بزدلی، خودخواهی و حماقت محض در طبقه بندی تشخیصی روانپزشکی وجود ندارد. حتی اگر چنین طبقه بندی وجود داشت، مهم نبود زیرا هیچ کسی به این مسایل اهمیت نداده و توجه نمی کند. می دانید چرا؟ در نگرش قربانی بودن، هیچ کس در هیچ رابطه ای گناهکار نیست؛

همه ویژگی های شخصیتی و رفتاری را که برشمردم از ویژگیهای زنان می دانند، به ویژه کتب بی ملاحظه خودیاری بدون هیچ عذری از پیدایش چنین اندیشه ای جانبداری و به نشر آن کمک می کنند؛ آنها بر جنبه تخریبی این ویژگیها اصرار ورزیده و مرتکبین آنها را « بيمار» میدانند. ما مجموعه ای از «هویتهای» تازه- تنها، معتاد، بسیار دوست داشتنی، ترسان از گذشته ای بی حاصل برای خود فراهم می کنیم تا ما را قادر به توجيه ضعف هایمان بکند.

تا هنگامی که بر آنها غلبه نکنید، شما یک قربانی هستید. لازم نیست زنی با دانش فضایی باشید تا دریابید چه کسی مقصر است. نهایت حماقت این است که خود را از احترامی که شایسته آن هستید محروم کنید دست کم: اگر خواهان اعتماد بنفس بالاتری هستید فقط یک راه دارید، که قدیمی ترین و مطمئن ترین راه است، آن را به دست بیاورید.

 

کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند

پدرم، که یک شب سر میز شام گفته مردها نمی توانند با یک خصلت بد شخصی یا سیاسی زندگی کنند، مگر این که زنها چنین اجازه ای را به آنها بدهند. او لیستی از این ویژگی ها را برشمرد: دزدی، اعتیاد، جنگ، فساد سیاسی و چیزهای دیگر. طبق گفته او، تسلط زنان بر مردها در نهایت به یک نیرو برمیگردد: پذیرش یا توافق جنسی آنها.

پدرم همواره دوست داشت بویژه وقت شام به من غذا بدهد، بنابراین هنگامی که گفتم مردها نباید مسئولیت اعمال خود را به گردن دیگران بیندازند، او را دل شکسته کردم. من که نظرات دان را شنیده بودم، در این فکر فرو رفتم که شاید در نظریات پدرم برخی حقایق وجود داشته باشد. من چنین اندیشیدم که یک زن مسئول انتخاب های یک مرد نیست. در هر صورت، او مسئول انتخاب های خویش است- که اغلب اوقات تحمل رفتارهای مردها را نیز شامل می شود تا مثلا از تنهایی، ناکارایی و بی کفایتی اجتناب کند.

اگر یک زن در اولین ملاقات با یک احمق با رفتاری بیمارگونه، به روشنی و با اعتماد بنفس رفتار او را خوار شمرد، آن مرد یا راهش را می کشد و میرود یا انتظار دارد زن او را طرد کند. اگر در عوض، زن بر وابستگی خود تمرکز کند و بنحوی رفتار او را نادیده گرفته یا تایید کند و پس از آن به قبول مرد ادامه دهد، در واقع سیگنالی قوی مبتنی بر نادیده گرفتن با پذیرش رفتار مرد را به او داده است.

دست بر قضا، روانشناسان زن مورد اعتماد مردها بعنوان بازیگر مردها، نیستند. اگر هر یک از شما آقایان در این کتاب با زیرکی نکته ای یافتید، می توانید آسوده باشید هرچه باشد، من یک زن هستم! و خانمها، آماده باشید زیرا من پوششها را کنار میزنم و حقیقت عریان را به شما می گویم. میتوانید آن را بپذیرید (یا نه، اما به شنیدن آن نیاز دارید .

پس، ادامه میدهم. خانم ها، مردها شما را بیچاره نمی کنند. شمایید که خود را بیچاره می کنید. همه عوامل کمبود اعتماد بنفس را در دیدگاه خود قرار دهید. زندگی دشوار است. تنها کسانی که میخواهند خود را از تردیدی که نسبت خود دارند و ایام دردناکی که تجربه می کنند خارج سازند و نمی خواهند بازنده باشند و حتی در ترس زندگی کنند، احترام زیادی نسبت به خود را بدست می آورند. به همین سادگی است!

اگر نمی خواهید زحمتی به خود بدهید، این را بپذیرید که تصمیم گرفته اید رشد نکنید. اگر تغيير تا این حد درد سر دارد، فراموشش کنید و دست کم اندکی به خود میدان بدهید. اگر ضعف های درونی خود را دوست ندارید و چند سالی را صرف بهبود خود کرده اید، ادامه دهید زندگی شماست. اگر مایلید بیشتر از خودیاری به خود کمک کنید یعنی منتظر معجزه ای هستید که شفایی از طریق یک آموزگار تازمانی که در روزنامه ها مینماید بدست بیاورید این کتاب برای شماست! .. و

خانمهاه شورش کنید! بازهم رفتار ضعیف و نادرست خود را با تعصب و طرفداری از خود توجیه نکنید. كتاب من با این هدف نوشته شده است تا شما را تشویق کند به خود نشان دهید از چه چیزی ساخته شده اید و هنگامی که جنس خود را نشان دادیده تضمین می کنم که تحت تأثیر قرار بگیرید

کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند، درباره مراحل، نشانه ها و برنامه ها صحبت نمی کند همچنین قصد شفای شما را ندارد. یک درمان معجزه آسا برای رفع بدون درد مشکلات شما نیست.

هدف این کتاب این است که چشمان شما را باز کنده شما را بخود بیاورد و شما را حساس و هوشمند کند.

اما نسخه ای برای همه زنها نیست

برخی از شما در برابر مطالب آن مقاومت خواهید کرد، حتی آن را رد خواهید کرده به این دلیل که « در آینه نگریستن» همیشه تصویری زیبا از شما منعکس نمی کند و به این دلیل روبرو شدن با حماقتی که از آن خودتان است، دردناک است. ممکن است حتی بدانید که حق با من است اما هنوز آگاهانه حاضر نیستید نگاهی واقع بینانه بخود بیندازید

بنابراین راحت باشید، ثمره کار مرا با لگد در اتاق به اینسو و آنسو پرتاب کنید، به آن ناسزا بگویید یا خیلی ساده، اعتنایی به آن نکنید. فقط، بخاطر خودتان، آن را در دسترس خود نگهداریدا

زیرا روزی، آن هنگام که بحد کافی همه چیز بد میشود و درد را احساس می کنید و خود را بیچاره مییابید و نمی توانید این وضعیت را بیشتر تحمل کنید، به آن مراجعه خواهید کرد و در گرفتن مهمترین تصمیمات زندگیتان در کنار شما خواهد  بود تصمیم برای مبارزه با بیچارگی و بدبختی و تصمیم به در دست گرفتن عنان زندگی

 

پس انتظار من این است که چه برداشتی از کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند داشته باشید؟ ساده است. امیدوارم تخته پرشی برای شجاعت شما باشد؛ اینکه شما را آگاه کرده باشد تا از کارهای احمقانه دست بکشید، و هوشیارتر شده باشید و راه حلی منحصر بفرد برای موقعیت شخصی خود پیدا کنید. رفتار شما باید تغییر کند و گام هایی بردارید که ترس ایجاد می کنند. اما به جایگزین دیگری نگاه کنید شما با آن زندگی کرده اید

تا این اواخر به صحبت های بسیاری از زنها گوش کرده ام و در گذشته آنها کاووش نمودهام؛ اگر چه آنها به مراکز درمانی و مددکاری مراجعه کرده و دارای بینش درمانی هستند، اما غرق در بیچارگی شده اند. کلید واقعی رشد، همانطور که این زنها میدانند اما از روبرو شدن با آن می ترسند، در درون قرار دارد. این کلید انجام کاری تازه و متفاوت برای خودتان است. چیزی که شما را تغییر خواهد داد و به مکانی بالاتر از آنچه هستید ارتقاء میدهد.

جنبش کنونی فمینیست ها بیشتر به متهم کردن مردها یا جامعه بطور کلی مشغول است، به این وسیله نقش محوری زنها را در گرفتاری های زندگی نادیده می گیرد آنچه از شما میخواهم این است، نسبت به همه دلایل چالشها خواسته یا ناخواسته – آگاهی پیدا کنید و بدانید برخی از این چالش ها زشت تر از دیگر چالش ها هستند. بیایید مثالی بزنیم: خارج از آنچه خود از دست میدهید یا به دست می آوریده تقدیری در کار نیست.

با این کتاب، صادقانه می خواهم به شما کمک کنم با شیاطین درونی و بیرونی خود روبرو شوید و آرامش زندگی خود را حفظ نمایید. از شما می خواهم از طریق شجاعت و دلسوزی، شروع به ساختن زندگی بهتر و تجربه ای غنی تر کنید. به محض برداشتن اولین گام، یک « اثر موجی» تجربه می کنید که در آن نیرومندی گزینه های بهتری همراه می آورد که به خرسندی بیشتر برای شما و آنها که در زندگی شما سهیم هستند، می انجامد.

از نظر من این کتاب اولین سنگی است که در آب ساکن انداخته می شود، تا این موج را ایجاد کند.

فهرست مطالب کتاب ده کار احمقانه ای که زندگی زنها را خراب می‌کند

فصل اول: وابستگی احمقانه

فصل دوم: روابط عشقی احمقانه

فصل سوم: گذشت احمقانه

فصل چهارم: علاقه و تعصب احمقانه

فصل پنجم: زندگی مشترک احمقانه

فصل ششم: انتظارات احمقانه

فصل هفتم: تصورات احمقانه

فصل هشتم: اطاعت احمقانه

فصل نهم: بیچارگی و درماندگی احمقانه

فصل دهم بخشش احمقانه

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *